تبليغاتX
ناگفته های اندیشه من

ناگفته های اندیشه من

جای مناسبی یافته ام تا سخنی بگویم

تاریخ 13/12/1385

سوال مدعی العموم: پدر و مادر عزیز چرا همیشه فقط به فکر مادیات فرزندانتان هستید؟ آیا نیاز فرزندان شما فقط خانه و لباس و ماشین و .... هست؟ آیا فرزندان شما نیاز دیگری ندارند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:23  توسط موج خاموش  | 

تاریخ 6/12/1385

سوال مدعی العموم: پدر و مادر عزیز چرا هیچگاه عشق واقعیتان را نثار ما نکردید و همیشه به ما به دیده ترحم نگاه کردید؟ و به دیده موجود ضعیفی که مستحق ترحم و محبت بود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:39  توسط موج خاموش  | 

دادگاه

موضوع دادرسی: رسیدگی به افسردگی جوانان

شاکی: جوانان و مخصوصا دانشجویان

متشاکی: پدر و مادر. دولت. مدرسه. دانشگاه. دوستان و ...

مدعی العموم: موج خاموش

وکیل: هنوز مشخص نشده. دوستان عزیزی که در خواست وکالت متهمین را دارند در بخش نظر خواهی اعلام آمادگی نمایند. در صورت امکان از نسل متهمین باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:35  توسط موج خاموش  | 

یار دبستانی

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

گوش کن با صدای جمشید جم

گوش کن با صدای فریدون فروغی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 1:29  توسط موج خاموش  | 

چرا زنده ام

خدایا مرا پاک آفریدی. ولی من از روی جهل

 و نادانی خود را آلودم. خدایا بار سنگینی

 به دوش دارم. چگونه با این بار به سوی تو

آیم. خدایا باری سنگین از گناه و شرمندگی

 بر دوشم سنگینی می کند. آن روز که

 آمدم قرار بود پاکیم مرا به پرواز درآورد.

ولی امروز

گناه مرا به زمین دوخته است. خدایا تو خود

 می دانی هر آنچه کردم از جهل بود و

 نادانی. مگر جز تو که را دارم. خدایا ساده

 بگویم. مرا ببخش که فقط به امید وصال تو

و مهدی تو زنده ام.

  موج خاموش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 23:41  توسط موج خاموش  | 

آزادی همه چیز من است

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

 

عشق به آزادی، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

 

عشق به آزادی، مرا همه عمر در خود گداخته است

 

آزادی معبود من است

 

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

 

هر دردی بی درد است

 

هر زندانی رهایی است

 

هر جهادی آسودگی است

 

و هر مرگی حیاتی است

 

مرا اینچنین پرورده اند

 

من اینچنینم

شهید آزادی     دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 1:39  توسط موج خاموش  | 

یه شوخی کوچولو

فرهنگ اصطلاحات دو گاوی

 سوسیالیزم(جامعه گرایی إفراطی) : دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید و یکی را به همسایه خود می دهید.

کمونیزم(إشتراک همگانی) : دو گاو دارید، دولت هر دوی آن ها را می گیرد و شما و همسایه شما را در شیرش شریک می کند.

فاشیسم(قرو قاطی) : دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید و دولت ، خود آن ها را به شما می فروشد.

کاپیتالیسم : دو گاو دارید ، هر دوی آن ها را می دوشید و شیرشان را دور می ریزید تا قیمت ها هم چنان بالا بماند.

 آنارشیسم(أصالت خشانت) : دو گاو دارید ، گاوها شما را می کُشند و همدیگر را می دوشند.

سادیسم(مرض داشتن) : دو گاو دارید، به هردوی آن ها تیر اندازی می کنید و خود را میان شیر ها می اندازید.

(مازوخیسم(خارش تن) : دو گاو دارید، سیخشان می کنید تا شما را شاخ بزنند و دراز می کشید تا شما را شخم بزنند.)

فرویدیسم : دو گاو دارید، نمی دانید چرا هر وقت ان ها را می بینید یا د (دوران شیر خوارگی تان)می افتید.

نهیلیسم(پوچ گرایی) : دو گاو دارید، و دیگر هیچ...

صهیونیسم : دو گاو دارید، شاخ هر دو را تیز کرده ، برای چرا به مزرعه همسایه می فرستید.

دیکتاتوری : دو گاو دارید، هردو را باید یدوشید ، حتی اگر یکی از آن ها نر باشد.

آپارتاید(نژاد پرستی) : دو گاو دارید ، شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

دولت مرفّه : دو گاو دارید، آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بفروشند.

بوروکراسی : دو گاو دارید، برای ثبت نام آن ها 17 فرم در 2 صفحه پر می کنید و وقتی برای دوشیدن نمی ماند.

سازمان ملل : دو گاو دارید، فرانسه شما را در دوشیدن شیر آن ها وتو می کند؛ آمریکا و بریتانیا گاوها را وتو می کنند ؛ نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

ایده آلیسم(پندار گرایی) : دو گاو دارید، ازدواج می کنید، همسرتان آن ها را می دوشد.

 رئالیسم(واقع گرایی) : دو گاو دارید، ازدواج می کنید ، ولی هنوز هم خودتان آنها را می دوشید.

(فمینیسم : دو گاو دارید، اگر یکی ماده باشد ، زائیدن گوساله و دوشیدن شیر ممنوع! وگرنه خودتان باید گوساله را با شیر خشک بزرگ کنید، مگر اینکه تبعیض قائل نشده گاو نر را هم بزائانید و بدوشید.)

 عقل سلیم : دو گاو دارید، یکی را می فروشید و به جای آن یک گاو نر می خرید.

 سورئالیسم : دو گاو دارید، گاو قهوه ای رنگ را رنگ سفید می زنید تا آن هم به جای شیر کاکائو به شما شیر بدهد.

مسیحیت : دو گاو دارید، یکشنبه ها درباره فوائد کمک به دیگران صحبت می کنید اما با کمال تعجب تغییر در میزان شیرتان نمی بینید.

(هندویسم : دو گاو دارید، ان ها را روی سر می گذارید و اگر میان جاده بایستند یا وسط منزل بـِ... به آن ها اعتراض نمی کنید.)

(پلورالیزم(تکثر گرایی) : دو گاو دارید، همه با هم به بهشت می روید.)

(گفتگوی تمدّن ها : دو گاو دارید، وقتی از آن ها می پرسید خر بهتر است یا شما ،مثل گاو سرشان را پائین می اندازند و می گویند:مـــــــــــــــــــــــــا.)

( دولت ایران : دو گاو دارید، آن قدر دولت، کلنگ پروژه ها را در زمین شما می زند که آمار بیکاری گاوهای نر دو رقمی می شود.)

(طالبان : دو گاو دارید، آن قدر شاخ و ریششان را بلند می کنید و به آن ها غذا نمی دهید، که تبدیل به بز می شوند.)

موج خاموش همیشه مدافع قانون کپی رایت است. پس بدانید منبع  وبلاگ دریا دل است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:22  توسط موج خاموش  | 

انتظار

به نام حق

انتظار. سخت و جان سوز. تا کی؟ تا کی باید در انتظار منجی باشم؟ تا کی باید سوخت و ساخت؟ ولی گاه از آمدن منجی وحشت دارم. وای بر من. گاه فراموشش کردم. گاه خدای خود را هم فراموش کردم. خود را به گناه آلودم.  وای بر من. چه سنگین است بار گناه. آیا خدای من مرا می بخشد. گاه لذت گناه آنچنان وجودم را فرا می گیرد که همه چیز را فراموش می کنم. ولی من خدایم را دوست دارم. اما وای بر من که گاه ابصار عقلم را به دست نفسم می دهم. ولی خدای من بخشنده است. مهربان است. مرا می بخشد. می دانم. چون دوستش دارم و به او ایمان دارم حتی اگر گاهی فراموشش کنم.

موج خاموش

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 4:21  توسط موج خاموش  | 

تنهام

تنها موندم. تنها و غریب. نمی دونم چرا این تنهایی نصیبم شده. وقتی با دوستان مذهبی صحبت می کنم می گن برو بابا. معلوم نیست کی مختو شستشو داده. بعضی هاشون که هیچی تهمت بی دینی هم می زنن. تا با دوستای به اصطلاح با کلاسم صحبت می کنم می گن چیه. تو هم بسیجی شدی. راستش من نه بسیجی هستم نه بی دین. من فقط خدایی رو شناختم و بهش معتقد شدم. اندیشه هایی دارم. حرف هایی برای زدن دارم. دوست دارم زندگی کنم. نه دوست دارم خشک مغز باشم و متحجر و نه بی بند و باری رو دوست دارم. هر چیزی رو فقط با دلیل می پذیرم. نمی تونم همین جوری هر چیزی رو قبول کنم. به نظر من حتی برای اعتقاد به خدا هم باید دلیل داشت. زندگی باید روی عقل سلیم پایدار باشه. راستش من با هر آزادی که با عقل سازگار باشه موافقم و با هر آزادی که با عقل مغایر باشه مخالف. معیار انتخابم همیشه عقله.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 2:30  توسط موج خاموش  | 

نثار خون

خون خدا خون خود را و زندگی خود را و همه چیز خود را نثار خدایش کرد تا بشریت بداند که تنها راه رسیدن به آزادی و آزادگی جهاد و شهادت و عدم پذیرش ظلم است.

تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی که آزاده ای همانندحسین نداری. اگر ننویسی بر سپاه حسین چه گذشت و اگر ننویسی زینب این زن تاریخ ساز چگونه با حضور پاک خود آزادگی را زنده نگاه داشت.

موج خاموش

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 16:31  توسط موج خاموش  |